اسحاق بن اسماعيل دهلوى
10
غاية الشفاء
حرارت غريب از وى بهترين علاجى باشد پس اگر اندر احشاء ضعيف باشد و تپ باشد اندكتر با حريره بايد دادن ديگر بايد دانست كه صاحبان حمى يوم را اندر هواء گرمابه بسيار نبايد داشت ليكن اندر آب گرم چندانكه خواهد روا باشد - اندر آنكه حمى يوم چند نوع است بدانكه حمى يوم سه نوعيست يكى منسوبست باحوال نفس دوم منسوب است باحوال تن سوم منسوب است باحوال كه از بيرون تن و در زير هر نوعى انواع بسيار است اما آنچه باحوال نفس منسوب است تپى است كه از غم و بيم و انديشه و خشم و ترس توليد كند و آنچه باحوال تن منسوب است تپى است كه از رنج و رياضت تولد كند و از استفراغها از داروها و دردها و آماسها و از طعام و شراب نايافتن و از تخمه و سده تولد كند و آنچه بحالهاى بيرونى منسوب است تپى است كه از آفتاب و از سرما و كثافت بشره و از غسل كردن با آبهاى معدن چون معدن ژاك و شب و گوگرد و غير آن - اندر آنكه حمى يوم از غم و انديشه و غيره تولد كند ببايد دانست كه غم و هم دو حالست بر خلاف يكديگر از وجهى و مانند اما وجه خلاف آنست كه غم حال است نفس را كه هرگاه مردم چيزى درياب رو از دست بشد يا از ان بازماند و بدان نرسد يا كارى بيند از كسى كه او را ناخوش آيد و آنكس را از ان كار منع نتواند كرد و غمگين شود و قوت حرارت غريزى بدان سبب باندرون تن بازگردد روح را گرم كند و حمى يوم تولد كند و هم حاليست نفس را هرگاه مردم خواهد كه كارى تمام گردد به همه همت خويش چنانچه از خوانى و جويانى او مر انكارى را حرارت غريزى او برافروزد و دل او برميجوشد بدان سبب روح گرم شود و حمى يوم تولد كند از بهر آنكه حركت روح اندر غم بسوى اندرونست و اندر وهم بسوى بيرون هر دو مخالف يكديگراند سبب دوم آنكه خداوند غم يا از دست رفته باشد و يافت آن بتعذر بود يا معجوز عنه